سرمایه­گذاری در فناوری اطلاعات هزینه زیادی دارد و مدیران موسسات در خصوص بازگشت این سرمایه نگران هستند. کاهش هزینه­ها در دنیای اقتصاد وسیله مهم و موثری برای ضمانت حیات و دوام سیستم به خصوص سیستم­های دولتی می باشد. برای حل مسائل و معضلات اقتصادی یا بایستی هزینه­ها را کاهش داد یا درآمد­ها را افزایش. تحلیل اقتصادی بیشترین روش به کار رفته جهت ارزیابی تأثیر سیستم جدید می باشد. معمولترین واکاوی شناخته­شده به روش تجزیه و تحلیل هزینه/فایده معروف می باشد و روش کار به این شکل می باشد که در آن سود و صرفه­جویی­هایی که از یک سیستم معین انتظار می­رود را مشخص می­کنند و آن را با هزینه­ها مقایسه می­کنند. اگر سود بر هزینه­ها چیرگی داشت آن وقت تصمیم به طراحی و پیاده­سازی سیستم گرفته می­گردد. یک مؤسس پیش از اقدام به هر عملی بایستی به درستی هزینه را پیش روی سود بسنجد. مشخص کردن فاکتورهای سود و هزینه بسیار مهم هستند که می­توانند به این شکل طبقه­بندی شوند: 1- هزینه­های توسعه و ایجاد 2- هزینه­های عملیاتی. این تجزیه و تحلیل هزینه­ها در سیستم ایجاد می­گردد و مزایا خارج از سیستم قابل اشتقاق می باشد. مطالعه بر پایه زمان: این روش بر مبنای زمان مورد نیاز برای رسیدن به بازگشت سرمایه گذاشته شده­می باشد. ارزش آتی یک پروژه نیز یکی از عوامل مطالعه می باشد.

2-13-3- بعد نیروی انسانی

متغیر نیروی انسانی از ارزش فوق­العاده ای در راه­اندازی سیستم برخوردار می باشد. متغیر نیروی انسانی قادر به ایجاد تغییر در سرمایه مادی و همچنین سایر سرمایه­ها می باشد به همین دلیل می باشد که گردآوری نیروی انسانی بر اساس اصل لیاقت و شایستگی از مهمترین اصول جذب نیروی انسانی مورد نیاز سیستم می باشد. نظام بهسازی در واقع مدیر را وا می­دارد تا ضمن ارزیابی کارکنان نیازهای آموزشی را با در نظر داشتن اهداف سیستم شناسایی نموده و در راستای آموزش کارکنان و پرورش مدیران، نیروی انسانی را مهیا سازد که دارای بینش و بصیرت عمیقتر ، دانش و معرفت بالاتر و توان و مهارت بیشتری باشند. بدیهی می باشد که اگر سه ابزار مهم رهبری و سرپرستی، ایجاد انگیزش و ارتباطات مناسب بین کارکنان سیستم و برقراری نظم در درون سیستم به شیوه ای صحیح بکار گرفته گردد، می تواند شوق به انجام وظای در کارکنان ، کاهش تعارضات ، حسن تفاهم ، اعتماد متقابل ، نظم و هماهنگی و کار بهتر را در پی­داشته باشد( عباسی ، 1380 ) در مورد پیاده­سازی فناوری RFID بایستی مقاومت افرادی را که به گونه مستقیم با این فناوری کار می­کنند را در نظر داشت. آغاز کارکنان مبادی ورودی که مسئول کنترل کالاهای وارداتی هستند.  همچنین شرکت­های واردکننده که به دلیل هزینه­های بالاتر و … در برابر این فناوری مقاومت می­کنند. استراتژی­ها و سیاست­های دولت به تنهایی برای تشویق بهره گیری از فناوری RFID در کشور کافی نیست . اگر مردم و سازمان­ها به سطحی از آگاهی و اعتماد و درک مزایای این فناوری دست یابند، این فناوری در نهایت به یک واقعیت تبدیل خواهد گردید.

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

متن کامل