پس بدیهی می باشد بهره گیری از چنین سیستمی، بانک را در گزینش مطلوب مشتریان خود یاری کرده و ضمن کنترل بلادرنگ فرآیند اعطای تسهیلات بانکی و کاهش عواقب ناشی از عدم بازپرداخت بدهی ، سطح بهره وری آن را نیز ارتقاء می دهد.

در حال حاضر بخش عمده ای از بانک های کشور در ساختار سازمانی خود فاقد واحد مدیریت ریسک بوده و در صورت وجود این واحد اقدام جدی برای کنترل و اداره کردن ریسک انجام     نداده اند. نکته قابل تعمق در این ارتباط این می باشد که، عدم شناسایی اطلاعات موجود، پراکندگی اطلاعات، تعداد پایگاه های داده ها و بانک های اطلاعاتی، عدم ارتباط این پایگاه ها با هم و… ، که بطوریکه منتج به عدم کشف دانش و ارتباط مورد نظر در این زمینه شده می باشد. با در نظر داشتن مراتب فوق چنانچه بتوان مدیران و کارشناسان ذیربط را در مؤسسات مالی و بانک ها با مفاهیم و مدل های    داده کاوی آشنا نمود بخش عظیمی از این مشکل مرتفع گردیده و همانگونه که از بخش های مختلف این پژوهش مشخص گردیده می باشد فرآیند اعتبارسنجی مبتنی بر صورتهای مالی کاملاً با فرآیند       داده کاوی تطابق داشته و می توان از علوم ذیربط و مدل های مربوطه پس از پاکسازی و       اختصار سازی داده ها جهت سنجش اعتبار مشتریان بهره گرفت. پس سه هدف زیر را جهت پژوهش حاضر می توان مدنظر قرار­داد :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  • ارائه مدلی کارآمد مبتنی بر اطلاعات کمی و کیفی موجود در صورت های مالی جهت اعتبارسنجی مشتریان درخواست کننده تسهیلات مالی از بانک
  • مقایسه تطبیقی مدل های منتج از به کارگیری تکنیک های موجود در حوزه دانش داده کاوی[1] و تعیین مدلی کارآمد جهت انجام مطالعه ها و کاهش ریسک اعتباری در جهت اعطاکنندگان تسهیلات مالی
  • شناسایی متغیرهای با اهمیت در تفکیک مشتریان در هریک از مدل های پیشنهادی

[1] Data Mining

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

 thesis

 متن کامل پایان نامه