7-
پیشه وری و فرقه دموکرات آذربایجان ؛
در 12 شهریور 1324 ، فرقه دموکرات آذربایجان ، به رهبری سید جعفر پیشه وری تاسیس ، و بیانیه ای به دو زبان فارسی و ترکی صادر می کند و در 21 آذر همان سال کنترل آذربایجان را به دست می گیرد . در راس این بیانیه رئوس برنامه های فرقه عبارت بود از : آزادی داخلی و مختاریت مدنی برای آذربایجان در چارچوب حفظ استقلال و تمامیت ایران ، تشکیل انجمن های ایالتی و ولایتی ، تدریس زبان ترکی در مدارس آذربایجان ، افزایش کرسی های نمایندگان آذربایجانی ، از 20 نفر به یک سوم نمایندگان مجلس شورای ملی ، مصرف نیمی از مالیات های وصولی در آذربایجان ، تغییر قانون انجمن های شهر جهت مشارکت شهروندان بومی ، تامین آب شهر تبریز ، رعایت آزادی مطلق در انتخابات و مخالفت با دخالت عناصر داخلی و خارجی و ثروتمندان ، تعیین حدود و روابط دهقانان و اربابان با در نظر گرفتن مصالح هر دو گروه ، تلاش برای توسعه صنایع ، کارخانه ها و امر تجارت ، مبارزه با بیکاری ، اختلاس ، رشوه و فساد در ادارات و اصلاح وضع معیشتی کارمندان (مقصودی : 1380 : 265 ) . در این که چرا فرقه دموکرات آذربایجان به وجود آمد و توانست اداره امور آذربایجان را یکسره بدست گیرد ، باید به دنبال ریشه ها و علل تاریخی به وجود آمدن چنین بحرانی بود ؛ پس از به قدرت رسیدن رضا شاه ، و سیاست وی در پیاده کردن الگوی دولت – ملت ، که پروژه یکسان سازی فرهنگی – زبانی در داخل مرزهای ایران را دنبال می کرد ، آذربایجان نیز که شامل این سیاست شده بود ،با بیشترین محدودیت ها و تحقیرها را از سوی شونیسم پهلوی ، روبرو شد . دلیل این امر ، تفاوت زبانی مردم آذربایجان بود. زبانی که به هیچ وجه با مختصات زبان فارسی کنار نمی آمد ، زبان ترکی بود و آذربایجانی ها در عین آنکه فارسی را به رسمیت پذیرفته بودند ، با این وجود به هیچ وجه حاضر نبودند آنرا کنار بگذارند . پس از سقوط رضا خان ، این عقده ها سر باز کرد . علل و عوامل زیر نهایتاً منجر به تشکیل فرقه دموکرات شد :
– ظلم و ستم های مسئولان اعزامی از مرکز به آذربایجان و عدم به کارگیری عناصر بومی در دوایر دولتی .
– ناآشنایی مسئولان ادارات و دوائر آذربایجان به زبان ترکی .
– مهجوریت زبان ترکی در منطقه آذربایجان به واسطه فشارها و محدودیت های ساختاری و ممانعت از تدریس آن در مدارس .
– ظلم و ستم مالکان و عدم انجام اصلاحات ارضی .
– عدم استقرار مختاریت محلی و انجمن های ایالتی و ولایتی بر اساس اصول قانون اساسی مشروطه و متمم آن (همان : 4-263 ) .
پیشه وری نه تنها اجازه تدریس و آموزش زبان ترکی را در مدارس صادر کرد ، بلکه زبان رسمی و حکومتی ، دولت جدید التاسیس آذربایجان را نیز ترکی اعلام کرد . دیگر از جریمه های پولی و تنبیهی که دانش آموزان باید ، بابت ترکی حرف زدن در مداس می پرداختند خبری نبود بلکه برعکس ، روز به روز بهایی بیشتری به زبان ، تاریخ و ادبیات آذربایجان داده شد . چنانکه رادیو صدای حکومت ملی آذربایجان برنامه هایش را به زبان ترکی پخش نموده و نشریات و کتب جدیدی که چاپ می شدند در کتابی کردن مجدد این زبان نقش بسزایی ایفا می کردند . اقدام دیگر پیشه وری ، احیای تاتر بومی و موسیقی آذربایجانی بود که همه این اقدامات در جهت تقویت فرهنگ بومی آذربایجان صورت می گرفت . اقدام مهم دیگر فرقه دموکرات، تفویض حق انتخاب کردن و انتخاب شدن به زنان در انتخابات مجلس ، انجمن های ایالتی و ولایتی ، انجمن های شهر و بخش و ده ، با حقوق برابر با مردان بود و طبق موافقتنامه مورخ 23/3/1325 بین حکومت ملی و دولت مرکزی ،دولت ضمن موافقت با این مصوبه حکومت ملی متعهد شد که لایحه ای مبتنی بر حقوق زنان برای انتخاب شدن و انتخاب کردن در سراسر ایران را به مجلس 15 تقدیم نماید . قوام السلطنه و شاه در این مورد نیز عهد شکنی کردند و آن را به فراموشی سپردند و حتی دکتر مصدق نیز در اصلاحیه قانون انتخابات ، زنان را از این حق بشری محروم کرد . دولت در اوایل دهه 1340 این حقوق زنان را تثبیت کرد ( بهزادی : 1384 : 9 ) . برای روشن کردن عناصر هویتی قومی که فرقه بر آن تاکید کرده است باید موارد زیر را در نظر گرفت : 1- رسمی نمودن زبان ترکی در آذربایجان 2- آموزش زبان ترکی 3- تاسیس رادیو صدای حکومت ملی آذربایجان و پخش برنامه به زبان ترکی 4- انتشار 16 نشریه ادواری و دایر نمودن چاپخانه و انتشار هشت جلد کتاب در ارتباط با زبان ، تاریخ و فرهنگ آذربایجان و احیای تاتر بومی و موسیقی آذربایجانی 5- تعیین کابینه 6- ترکیب قومی اعضای کابینه 7- تاکید بر همبستگی قومی به جای اتحاد طبقاتی و … (مقصودی :1380 : 267 ) . به این ترتیب در این که حرکت پیشه وری از محتوای قوگرایانه برخوردا بوده است ، نه میان اعضای انجمن ها و نه در نوشته های آکادمیک تاریخی و جامعه شناختی اختلاف نظر وجود ندارد . به همین دلیل اعضای انجمن ها ، تلاش دارند تا بیشترین استفاده را از حرکت پیشه وری در جهت ، احیای هویت آذربایجانی ببرند . اما اختلاف نظری که در این باره وجود دارد این است که به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران مسائل قومی در ایران ، فرقه دموکرات آذربایجان جدایی طلب و دست نشانده شوروی [ سابق ] بود . از نظر اعضای انجمن ها ، پیشه وری و فرقه دموکرات آذربایجان ، اگرچه به مطالبات قومی آذربایجانی ها توجه داشتند ، ولی جدایی طلب نبودند . البته آنچه که مسلم است ، شوروی نقش تعیین کننده ای در استقرار فرقه دموکرات در آذربایجان داشته است ، ولی اینکه سران فرقه ، در اندیشه استقرار حکومتی مستقل از ایران بودند ، اتفاق نظر وجود ندارد . در میان کابینه 12 نفری پیشه وری ، وزیر امور خارجه تعیین نشده بود که معنی دار است و نشان می دهد که قصد پیشه وری ، حداقل در آغاز تشکیل دولت خود ، خود مختاری به معنی جدایی و استقلال از ایران نبوده است . نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که از میان 25 تن از رهبران درجه اول فرقه دموکرات آذربایجان که حکومت خودمختار آذربایجان را به دست گرفته بودند ، سه نفر غیر آذربایجانی وجود داشتند ( دو نفر تهرانی و یک نفر مشهدی ) (همان :267 ) که نشان می دهد علیرغم تعصب ورزی های روشنفکری و آکادمیکی که در ایران نسبت به جریان پیشه وری وجود دارد و او را جدایی طلب می خوانند ، این حرکت ، صبغه جدایی طلبانه نداشته است . چرا که حضور سه نفر غیر ترک زبان در صدر رهبران حکومت خودمختار آذربایجان ، آنهم زمانی که فرقه دموکرات مستقل از حزب توده ایران عمل می کرد ، دلیل روشنی بر این مدعا است که فرقه تنها در پی تامین فرهنگی و اقتصادی آذربایجان با توجه به پتانسیل های بومی موجود در آذربایجان بود که البته در شرایط سیاسی آن دوره و هرج و مرج دولتی موجود درایران که سراسر این خاک را فراگرفته بود ، امری منطقی و پذیرفتنی است . نکته دیگر هم در ائتلاف قومی بود که پیشه وری برای بدست گرفتن قدرت در آذربایجان این تکنیک را به کار برد . با توجه به گرایشات و تعلقات ایدولوژیکی که اعضای فرقه به مارکسیسم و اتحاد طبقاتی داشتند ، پیشه وری به درستی تشخیص داده بود که نمی توان با استفاده از این ایدولوژی مردم مسلمان آذربایجان را قانع نموده و آنها را برای همکاری با فرقه تسلیح کنند . اما زمانی که پیشه وری فاکتور اتحاد قومی رابه جای فاکتور طبقاتی به کار می گیرد ، به راحتی می تواند اقشار مختلف جامعه را برای همکاری با فرقه جذب کند. او توانست ، ایدولوژی مارکسیستی را با ناسیونالیسم قومی ، پیوند زند و حکومت آذربایجان را به مدت یکسال بدست گیرد .به طوری که جان فوران ، تاکید بر” همبستگی قومی ” به جای ” اتحاد طبقاتی ” را از سوی فرقه عامل ائتلاف گسترده و چند طبقه ای جامعه آذربایجان در تحولات سال 25-1324 می داند (مقصودی : 1380 : 266 و به نقل از فوران:1377 :410 ) . نکته ای جالبی که باید به آن اشاره کرد این است که پیشه وری ، به عنوان یک روشنفکر آذربایجانی ، از ابتدا از تمایلات قوم گرایانه چندانی برخوردار نبود . واقعیت این است که علیرغم اقامت طولانی پیشه وری در میان پان ترکیست های دو آتشه شوروی ، مدرک چندانی در دست نیست که نشان دهد پیشه وری درصدد طرح مسأله هویت قومی آذری در ایران بوده است . برعکس ، مدارک موجود نشان می دهد که تلاشهای او بیشتر معطوف به تحقق اهداف جهانی مبارزه کمونیستی بوده است تا مسأله قومیت . برخی از پژوهشگران مسائل ایران و جمهوری آذربایجان شوروی بر این نکته تأکید کرده اند که پیشه وری در زمان اقامت خود در باکو ، در مقام یک روزنامه نگار کمونیست ، مقالات بسیاری نوشت که در آنها از ایران به عنوان ” ملّتی با یک تاریخ و هویت ممتاز ” یاد کرده ، و به این ترتیب ، گرایشهای ناسیونالیستی ایرانی خود را آشکارا بروز داده است ( احمدی : 1383 :287 ) . زندانی شدن پیشه وری در زمان رضا شاه و به ویژه رد اعتبار نامه او در مجلس چهاردهم تأثیرات عمیقی بر موضع سیاسی پیشه وری به جای گذاشت . پیشه وری که نتوانسته بود در بدنه اصلی سیاستهای کشور مشارکت کند و در آنها مؤثر باشد ، از سال 1324 به بعد توجه خود را به آذربایجان به عنوان پایگاه مهم کسب حمایت و تأمین منابع مادی معطوف کرد ( همان : 288 ) هدف عمده پیشه وری از طرح مسأله زبان ، کشاندن توده مردم به صحنه بود ، و این در حالی است که او در دوران پیش از فرقه دموکرات به هیچ وجه مایل به طرح و تبلیغ استفاده از زبان ترکی آذری نبود (همان : 289 ) توجه به نوشته ای به قلم پیشه وری ، موضع معتدل وی را در قبال مسائل قومی نشان می دهد :
” این را نمی توان انکار کرد که حکومت مرکزی تاکنون توجه تامی به ولایات معطوف نداشته و آنها را از خود راضی نکرده و اینکه آنها تا کنون به فکر تجزیه نیفتاده اند ، همان احساسات ایرانیت بوده است . والّا با این اصول اداره ممکن نبود از مردم جلوگیری شود . ما کار نداریم که در ابتدا چگونه بوده ، شاید آذربایجانی ها ، از جنبش مغولها هستند یا خراسانی ها از نسل عرب یا گیلانی ها از ملت دیگر یا کردها از نسل مَدی بوده اند . اینها امروز مدرک قرار دادن ، دیوانگی است . احساسات و عادات امروز تمام سکنه ایران ، ایرانیت همه را ثابت می کند ، ولی در عین حال ، حکومت مرکز نمی تواند آنها را قانع سازد . پس به طور خلاصه می توان گفت ، اهالی ایران ، همگی دارای یک احساسات بوده ، فقط شرایط محلی هر ولایت متفاوت است . ایرانیت مافوق همه نوع اختلافات است . یک نفر آذربایجانی ، خود را بهتر از شیرازی ، ایران پرست می داند . شاید شیرازی بهتر از خراسانی و اصفحانی بهتر از همه باشد . حتی اگر دست خارجی در بین نبود ، اسمعیل آقای سیمیتکو نیز مسأله استقلال کردستان را پیش نمی کشید .” (مرشدی زاد : 1383 : 111 و به نقل از پیشه وری :1377 :313 ) .
به این ترتیب ملاحظه می شود ، که پیشه وری ، با وجود آنکه از تمایلات قوگرایانه برخوردار بوده است ، با این حال تعلق ملی او به ایران و ایرانیت ، تا قبل از تشکیل فرقه دموکرات ، از نوشته هایش به خوبی پیداست . بررسی محتوایی روزنامه آژیر نیز که قبل از تشکیل فرقه دموکرات توسط پیشه وری منتشر می شد نشان می دهد که وی از تمایلات قومی افراطی ای برخوردار نبوده است و برعکس تمایلات ایرانگرایانه داشته است . با این حال اعضای انجمن ها ، در مصاحبه هایی که با آنها انجام دادم ، ترجیح می دادند تا پیشه وری را به عنوان یک نخبه قومگرای آذربایجانی معرفی کنند تا پیشه وری ایرانگرای قبل از تشکیل فرقه دموکرات .
شریعتمداری و حزب خلق مسلمان ؛
آیت الله محمد کاظم شریعتمداری در تبریز متولد شده بود . وی پس از فوت ، آیت الله العظمی بروجردی ، به مرجعیت رسید .

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق درمورد ANP، سلسله مراتب
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید